بازاریابی دیجیتال در مقابل بازاریابی سنتی بازاریابی دیجیتال در مقابل بازاریابی سنتی

بازاریابی دیجیتال در مقابل بازاریابی سنتی

۱۳۹۷/۱۱/۰۵

از نگاه سنتی، بازاریابی همیشه با بخش بندی شروع می شود؛ روشی برای تقسیم بازار به گروه های همسان بر اساس معیارهای جغرافیایی، جمعیت شناختی، روانشناختی و گروه رفتاری. معمولا پس از بخش بندی مرحله ی هدف گذاری است؛ روشی برای انتخاب یک یا چند بخش که بر اساس میزان جذابیت و همخوانی با برند، بازاریابی تلاش می کند به آنها برسد. بخش بندی و هدف گذاری هر دو از جنبه های اساسی یک استراتژی برند هستند. این استراتژیها امکان اختصاص بهتر منابع و جایگاه یابی دقیق تر را فراهم می سازند. همچنین با کمک این استراتژی ها بازاریابان می توانند برای هر بخش پیشنهادهای متمایزی را ارائه دهند.

با این حال، بخش بندی و هدف گذاری همچون رابطی میان شکارچی و شکار، نشان دهنده ی رابطی عمودی بین یک برند و مشتریانش است. بخش بندی و هدف گذاری تصمیمات یک جانبه ای است که توسط بازاریابان بدون رضایت مشتریانشان اخذ می شود. بازاریابان متغیرهایی که بخشها را تعریف می کنند، مشخص می سازند. میزان درگیری مشتریان محدود به آوردهی آنها در طول تحقیقات بازار است که معمولا پیش از شروع بخش بندی و هدف گذاری انجام می شود. حس یک مشتری هدف، معمولا همراه با حس آزار و مزاحمت است که در قالب پیام هایی این نارضایتی ها را به سمت شما می فرستند. بسیاری، پیام های یک جانبه از سوی برندها را به عنوان پیام های ناخواسته یا اسپم تلقی می کنند.

در اقتصاد دیجیتالی، مشتریان از نظر اجتماعی در شبکه های افقی جوامع با یکدیگر متصل و در ارتباط هستند. امروزه، جوامع بخش های جدید را تشکیل می دهند. برخلاف بخشها، اجتماعات به صورت طبیعی توسط مشتریان در مرزهایی که خود مشتریان تعریف می کنند، شکل می گیرند. اجتماعات مشتریان در برابر پیام های ناخواسته و تبلیغات نامرتبط مصون هستند. در حقیقت، آنها مانع از آن می شوند که شرکتها به زور وارد شبکه ارتباطات آنها شوند.

برای مشارکت مؤثر با یک اجتماع از مشتریان، برندها باید اجازه ی ورود داشته باشند. بازاریابی اجازه ای، توسط سث گودین معرفی شد که بر اساس ایده ی کسب رضایت قبلی از مشتریان برای فرستادن پیامهای بازاریابی به آنها شکل گرفته بود. با این حال، هنگامی که یک برند قصد کسب اجازه را دارد، باید به صورت یک دوست به اجتماع نزدیک شود و حسن نیت خود را جهت ارائه ی کمک به دیگران نشان دهد. این روش نقطه ی مقابل شکارچی با یک طعمه است. مانند روشی که فیسبوک دنبال می کند، مشتریان باید بتوانند درخواست دوستی دیگران را قبول یا رد کنند. این نشان دهنده ی رابطه ی دوجانبه بین برندها و مشتریان است. با این حال، شرکتها همچنان می توانند از روش های بخش بندی، هدف گذاری و جایگاه یابی استفاده کنند؛ به شرطی که این روندها را به صورت شفاف در دسترس مشتریان قرار دهند.

بازاریابی دیجیتال قصد جایگزینی بازاریابی سنتی را ندارد، بلکه این دو با ایفای نقش های قابل تغییر در مسیر مشتریان همزیستی خواهند داشت.

در مرحله اولیه ی تعامل بین شرکتها و مشتریان، بازاریابی سنتی یک نقش اساسی در ایجاد آگاهی و علاقه در مشتریان ایفا می کند. در کنار رشد تعامل و تقاضای مشتریان برای داشتن روابط نزدیک تر با شرکتها، بازاریابی دیجیتال اهمیت بیشتری می یابد. مهم ترین نقشی که بازاریابی دیجیتال ایفا می کند، تحریک مشتریان به اقدام به خرید و حمایت از برندهاست. تمرکز بازاریابی دیجیتال بر رسیدن به نتایج است، در حالی که تمرکز بازاریابی سنتی بر شروع تعامل با مشتریان است.

Leave a Reply

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.